۱/ بخش مهمی از ساختار اداری جمهوری اسلامی حتی حاضر نشد، تحریم را به عنوان یک واقعیت میان مدت بپذیرد و مبنای برنامهریزی اقتصادی خود قرار دهد و بخش زیادی از پردازشگر حکمرانی کشور را مصروف پروژه شکست خورده رفع دفعی تحریم کرد. دور از ذهن است که در مورد وضعیت تعلیق جنگ چنین امری صورت گیرد.
۲/ ظرفیت بروکراسی کشور به شدت محدود است و توانایی پیگیری موثر دو پروژه رفع تحریم و کم کردن اثر آن را به صورت همزمان ندارد؛ اما در عمل اجرای موفق پروژه کاهش اثر تحریم پیش فرض احتمال تحقق پروژه رفع تحریم است.
۳/ دشمن متجاوز اینطور درک کردهاست از طریق رویا فروشی (از صندوق بازسازی ۱۵۰۰ میلیارد دلاری و طرح بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری تا لغو بالمره تحریمها) به این ساختار میتواند پروژه کاملا در دسترس دومی (کاهش اثر تحریم از طریق اصلاحات اقتصادی) را به نفع پروژه اول به تاخیر بیندازد و از این طریق ایران را از لحاظ اقتصادی و اجتماعی فرسودهتر کند.