هفت گزاره کلیدی در مورد جنگ، آتش بس موقت و دوره پسا جنگ
۱/ آتش بس موقت برای ایران گزینه ایده آل نیست اما برای تحلیل درست از شرایط آن ابتدا باید کمی با معادلات صحنه نبرد آشنا شد. آمریکا به تنهایی 40 درصد از بودجه نظامی کل دنیا را هزینه می کند. بودجه پیشنهادی نظامی سال آینده آمریکا یک و نیم تریلیارد دلار است و همین عدد برای نیروهای مسلح ایران حدود 10 میلیارد دلار است. یعنی نسبت بودجه نظامی دو کشور حدود 1 به 150 است. این البته غیر از بودجه نظامی اسراییل و کمک های قابل توجهی تسلیحاتی و پشتیبانی است که کشورهای عربی و غربی به آمریکا می کنند. نیروهای مسلح ما در 40 روز دفاع مقدس ثابت کردند هنوز در عرصه نبرد ایمان حرف اول را می زند نه هزینه و بودجه و تسلیحات.
۲/ اگر چه طبیعت هر توافقی هر چند از جنس آتش بس موقت با آمریکا و رژیم صهیونیستی باید با بدبینی تمام و فرض قطعی بدعهدی و احتمال فریب دشمن همراه باشد اما پذیرش طرح ۱۰ بندی ایران به عنوان پایه مذاکرات آتش بس توسط آمریکا میتواند مقدمه پیروزی قطعی جبهه حق و تبدیل کردن موفقیتهای میدان به دستآورد دیپلماتیک باشد. در جنگ 12 روزه آمریکا از شعار تسلیم بی قید و شرط ابتدای جنگ به آتش بس بی قید و شرط عدول کرد و در جنگ اخیر از تسلیم بی قید و شرط به آتش بس با پذیرش شروط ایران به عنوان مبنای مذاکرات بعدی.
۳/ آنچه تا کنون اتفاق افتاده است برای جمهوری اسلامی نه پیروزی قطعی است و نه شکست بلکه برتری ایران در میدان است و آنچه مهم است، ضرورت تثبیت این برتری و ترجمه و تبدیل این موفقیت در عرصه دیپلماسی به دستاوردهای ملموس برای کشور و مردم. متاسفانه تجارب قبلی دستگاه سیاست خارجه ما در این زمینه مطلوب نیست و نگرانی مردم از این جهت طبیعی و قابل درک است.
۴/ مطابق آنچه وزیر خارجه ایران اعلام و در توییت رییس جمهور جنایتکار آمریکا نیز بازنشر شده است، عبور از تنگه هرمز در دوره دو هفتهای آتش بس صرفا با هماهنگی نیروهای مسلح ایران انجام خواهد شد. گزاره ای که فارغ از این که آیا برای این عبور هزینه ای هم دریافت می شود یا خیر میتواند مقدمه تغییر رژیم حقوقی تنگه هرمز باشد. این موضوع به ویژه از این جهت که هم کریدور رفت و هم کریدور برگشت متعارف تنگه (قبل از جنگ) در آبهای سرزمینی عمان بود، اهمیت بیشتری پیدا می کند.
۵/ یک نگرانی بخشی از مردم این است که دشمن متجاوز ممکن است از فرصت آتش بس برای بازسازی بخشی از زرادخانه و سازمان رزم خود استفاده کند. این نگرانی، دغدغه درستی است ولی متقابلا برای متجاوزین نیز وجود خواهد داشت. به عبارت دیگر بخشی از ساختار و تجهیزات و ذخیره تسلیحات ایران نیز در طول جنگ دچار آسیب شده است که به طریق اولی ایران نیز امکان بازسازی آن در طول دوره آتش بس را خواهد داشت. به ویژه از این جهت که آمریکا در خاک سرزمینی خود درگیر جنگ نبود و توان بازسازی و بازتسلیح او وابستگی چندانی به شرایط آتش بس یا جنگی ندارد.
۶/ با فرض این که آتش بس موقت به پایان دائمی جنگ نظامی منتج شود، یک نکته مهم مورد توجه مسئولین باید توجه به تغییر اساسی در نظام حکمرانی کشور باشد. ادامه برخی سیاست های پیش از جنگ مانند وارد کردن شوک های اقتصادی به مردمی که 40 روز با تمام توان در صحنه بودند، ادامه سیستم ارتباطی و رانتی حاکم بر نظام بانکی کشور (به ویژه بانک های خصوصی) که قدرت خلق پول را در خدمت طبقه ای خاص محدود می کند، کم توجهی به مبارزه با فساد اقتصادی و رهاکردن حکمرانی فرهنگی و اجتماعی، شکاف بین دستگاه های امنتی و انتظامی با دستگاه قضایی سیاست هایی خواهد بود که مانع بازسازی اساسی کشور در دوره پساجنگ است.
🔹 ۷/ حکومت جمهوری اسلامی برای ارتقا توان بازسازی خود باید در طیف دولت های لاکی تا هابزی حداقل برای دوره ای مشخص به سمت هابزی شدن و تمرکز و اقتدار بیشتر حرکت کند. دوری از سیاست های خامی مانند تمرکززدایی بی برنامه و تفویض منطقه ای اختیارات، احیای حکمرانی در عرصه فرهنگ، فضای مجازی و رسانه حداقل هایی خواهد بود که بی توجهی به آن امکان اجرایی شدن پروژه احیای دولت در ایران را از بین خواهد برد.



