وب سایت و پایگاه اطلاع رسانی دکتر میثم ظهوریان

نماینده مردم شریف مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی

نگاه تمدنی و هویتی؛ حلقه مفقوده جریانات مدعی فروپاشی

یادداشت
قدس آنلاین/ میثم ظهوریان
نوستالژی مذهبی بودن مردم قبل از انقلاب هم واقعیت ندارد، چه کسی گفته بعد از انقلاب وضعیت دین‌داری بدتر شده است و قبل از انقلاب همه جوانان مذهبی بودند؟ آیا این‌ها واقعیت دارد؟ میگویند در دهه ۶۰ همه انقلابی بودند درحالی‌که فقط عده کمی در جنگ شرکت می‌کردند.
در طول تاریخ انقلاب اسلامی، نامه‌های مختلفی از جنس نامه ۳۳۰ نفر فعال عدالت‌خواه به رهبری منتشرشده است، تحلیل محتوای همه این نامه‌ها نشان می‌دهد که مضامین مشترک زیادی دارند، همانند این‌که مردم ناامیدند و از انقلاب بریده‌اند، رهبری کانالیزه شده‌اند و این زمان آخرین فرصت نجات است و در حال فروپاشی هستیم. همه این مفاهیم در نامه ۳۰۰ نفر و ادبیات احمدی‌نژاد هم هست اما چرا به چنین نگاهی رسیده‌اند؟ دو دلیل عمده دارد، نداشتن نگاه هویتی- تمدنی و  تاریخی  است.

این افراد خود را در جنگ نمی‌بینند که یک‌طرف آن جمهوری اسلامی و طرف دیگر غرب با تمام امکاناتش است. این دو جبهه بر هم تأثیر می‌گذارند و از هم تأثیر می‌گیرند. هرچند حجم رسانه‌های جمهوری اسلامی کم است اما انقلاب اسلامی تاثیرخودش را در جهان گذاشته است. در کشور نیجریه بعد از انقلاب، یک طلبه جوان به نام شیخ زکزاکی فعالیتش را شروع می‌کند و امروز میلیون‌ها شیعه در آنجا تربیت‌کرده است. در عراق که آمریکا به دنبال اقلیت کردن شیعیان و وابسته کردن این کشور بود، شکست‌خورده است، همه اتفاقاتی که در یمن و لبنان رقم می‌خورد متأثر از انقلاب اسلامی است، هرچند این را سلطه‌جویی تعبیر می‌کنند اما در واقع تأثیر انقلاب اسلامی است، تنها جایی که ایران به‌طور مستقیم حضور نظامی داشته، سوریه است چون آمریکا و اسرائیل تمام امکاناتشان را علیه این کشور بسیج کرده بودند. از هیلاری کلینتون سؤال کردند که مهم‌ترین مشکلت در زمان وزارت خارجه چه بود، پاسخ داده بود که ایران. همه این‌ها نشان می‌دهد که ایران چه میزان تأثیر داشته است.

ضعف دیگر نداشتن نگاه تاریخی است، معمولاً افراد نگاه تاریخی ندارند یا این‌که نوستالژی‌های غیرواقعی از آن می‌سازند. آرمان‌شهری برای خود تصور می‌کنند که تنها با معجزه رخ می‌دهد. یک مورد آن نوستالژی دهه ۶۰ است که میگویند فساد نبوده و همه مسئولین خدمت می‌کردند، ولی چه کسی گفته است؟ آن زمان به تعداد امروز رسانه داشتیم؟ آن زمان هم فساد بوده ولی در رسانه مطرح نمی‌شده است. امروز وجه مثبت موضوع فساد، موضوع برخورد با آن است. چه زمانی معاون اول یک رئیس‌جمهور یا برادر رئیس‌جمهور دیگر دادگاهی و زندانی شدند؟ در عین وجود ضعف در قوه قضاییه اما شاهد این نقاط مثبت هم هستیم.

نوستالژی مذهبی بودن مردم قبل از انقلاب هم واقعیت ندارد، چه کسی گفته بعد از انقلاب وضعیت دین‌داری بدتر شده است و قبل از انقلاب همه جوانان مذهبی بودند؟ آیا این‌ها واقعیت دارد؟ میگویند در دهه ۶۰ همه انقلابی بودند درحالی‌که فقط عده کمی در جنگ شرکت می‌کردند.

البته امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب جوهره دینی مردم را می‌دیدند و برای همین همیشه بر مردم تکیه کردند، این هنر امام خمینی(ره) بود که از همان جوانان غیرمذهبی قبل از انقلاب، جوانان انقلابی ساخت. برخی هم  توان درک رهبری را ندارند، میگویند گزارش غلط به او می‌دهند، افراد بدبین‌تر میگویند که خود رهبری هم از این وضعیت خبر دارد. اکبر گنجی هم از گزارش غلط شروع کرد که امروز به اینجا رسیده است. این افراد در ماجرای برجام هم همین‌گونه تحلیل می‌کنند.

دلیل دیگر داشتن مبانی معرفتی غلط است. عمده افرادی که چنین نگاهی دارند، دینشان یا خانوادگی بوده یا سطحی، علوم انسانی‌شان را هم در انگلیس خوانده‌اند. همه این‌ها سبب می‌شود که ریزش کنند.

 

در چند سال اخیر و متاثر از رشد برخی مشکلات اقتصادی و اجتماعی جریانات رسانه ای شکل گرفتند که مدعی قرار گرفتن کشور در آستانه فروپاشی و بحران هستند.

اگر چه پرچمدار کنونی چنین ادعایی جریان موسوم به بهار هستند اما تاریخ 4 دهه ای انقلاب نشان می دهد علاوه بر این جریان، در مقاطع دیگر انقلاب مشابه چنین ادعایی را جریانات دیگری نیز نموده اند که نامه نهضت آزادی به حضرت امام در سال 67 و نامه جمعی از نمایندگان مجلس ششم موسوم به نامه جام زهر را می توان در همین چارچوب دانست.

این نوع نگاه را می توان حاصل فقدان نگاه هویتی و تمدنی و برخورداری از نگاه گلخانه‌ای و تحلیل شرایط کشور براساس فرض غلط وجود کشور در یک سیستم بسته دانست. اغلب این افراد ایران را کشوری منقطع از فضای جهانی و نبرد تمدنی در نظر می گیرند.
در حالی که در واقعیت ما در یک سیستم جهانی زندگی می‌کنیم و در این سیستم در یک جنگ تمدنی قرار داریم که یک طرف آن غرب با تمام اعوان و انصارش و کشورهایی که به نوعی کشورهای اقماری غرب محسوب می‌شوند قرار دارد و در طرف دیگر جمهوری اسلامی هست و در این جنگ این ها بر هم کنش متقابل و تأثیر و تأثر دارند.
آن طرف صدها شبکه ماهواره‌ای دارد، ابزارهای رسانه‌ای دارد، حربه های تبلیغاتی دارد، در حوزه سیاسی و اقتصادی علیه ما به شدت فعال است و ما هم به تبع همین فعالیت ها را در برابر طرف مقابل داریم و اتفاقا به لحاظ حجم و قدرت ظاهری ابزارهای آن طرف چند ده برابر ما است. به عنوان مثال کل شبکه‌های فرامرزی رسانه‌ای‌ ایران شبکه پرس تی وی و العالم و هیسپین هستند که آن ها هم شدیدا تحت تحریم هستند و در عوض آن طرف صدها شبکه ماهواره‌ای فارسی زبان فقط خاص ایران ساخته است.
در عین حال اگر از لحاظ این کنش متقابل نگاه کنیم، در مجموع از لحاظ تاثیرگذاری علیرغم اینکه ما ابزارهایمان کمتر بوده، تاثیرگذاری‌ ما بر جبهه مقابل بسیار بیشتر بوده است. به عنوان یک مثال از تاثیرگذاری انقلاب اسلامی در فضای جهانی می توان از کشور نیجریه نام برد.
متاثر از انقلاب در این کشور یک روحانی به نام شیخ زکزاکی پیدا می‌شود که به انقلاب اسلامی و امام علاقمند می‌شود و دوره کوتاه تحصیلات حوزوی را می‌گذراند. بازگشت ایشان به کشور خودش، منشأ شیعه شدن نزدیک به ده میلیون نفر فقط در این کشور هست.
در عراق شیعیان از یک اکثریت تحت ظلم حکومت سکولار بعثی تبدیل به قدرت موثر و اصلی در این کشور می‌شوند. البته شاید گفته شود رفتن رژیم بعث حاصل حمله آمریکا بود. ولی واقعیت این است که آمریکا نقشه اش برای عراق 180 درجه متفاوت از وضعیت فعلی بود.
آمریکا در عراق همانند تجربه اش در  آلمان و ژاپن بعد از جنگ دوم جهانی به دنبال یک طرح ملت‌سازی برای ایجاد یک ملت وابسته به لحاظ فرهنگی و سیاسی به خودش بود. در این فضا حضور انقلاب اسلامی و نیروهای متاثر از آن باعث به هم خوردن بنیادی این معادلات شد. نقشه ایجاد کشور مستقل کردستان نقشه دیگری بود که طرح آن از سال 1991 و بعد از جنگ اول خلیج فارس به صورت موازی در سوریه و عراق و ترکیه و ایران پیش می رفت که این طرح نیز در ماجرای کرکوک بر اثر طرح انقلاب اسلامی و نیروهای نزدیک به انقلاب در عرض دو روز فروپاشید.
در لبنان متاثر از انقلاب شیعه از یک اقلیت بی‌هویت که به تعبیر شهید چمران اگر می خواستند کار سیاسی کنند مجبور می‌شدند در احزاب کمونیست عضو شوند، تبدیل به یک قدرت مهم شده است که بدون موافقت شیعیان انقلابی آنجا هیچ تصمیم مهمی گرفته نمی‌شود.
در یمن آقای حسین بدرالدین الحوثی همین نقش را ایفا کرد و شیعیان یمن را که نقشی در عرصه سیاسی نداشتند تبدیل به جریانی نموده که 3 سال است در برابر پنجمین زرادخانه تسلیحاتی دنیا و متحدانش ایستادند. حتی جریان های اهل سنتی مثل حماس، جبهه نجات الجزایر، حزب سعادت در ترکیه و … هم بعد از انقلاب اسلامی نقش موثر و پررنگ تری در فضای سیاسی کشورهای خودشان پیدا می کنند.
در برابر این نگاه تصویری نیز به طور مستمر از طریق برخی رسانه ها به فضای اجتماعی تزریق می شود؟ این تصویر معمولا بازنمایی کننده کشوری است که مسئولین آن همه دزد هستند، قوای سه گانه بالاتفاق فاسد هستند، مردم از نظام بریده اند و رهبری هم از مسائل کشور بی اطلاع است.
آیا واقعا معقول است تمام دنیای استکبار از آمریکا و اروپا و اقمار آن‌ها در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس انواع طرح‌های نظامی و تحریم اقتصادی و سیاسی و جنگ سایبری را علیه این کشور طراحی کنند تا جلوی نفوذ آن را بگیرند؟! این کشوری که سیاه نمایی برخی رسانه ها ترسیم می کند به طور طبیعی باید از هم بپاشد. از هیلاری کلینتون در انتهای دوره وزارت خارجه اش در مصاحبه ای مطبوعاتی پرسیدند سه مشکل اصلی شما در دوره وزارت خارجه‌تان چه بوده است؟ در پاسخ گفت ایران، ‌بعد ایران و بعد ایران. به نظر می رسد یکی از عوامل مهم این نوع نگرش به شرایط کشور ناشی از ضعف در نگاه تمدنی و کلان نگر و جهانی است.

guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها