اقتصاد ایران باید آرایش جنگی بگیرد
مصاحبه با نشریه حکمران (21 خرداد 1405)
در تحلیــل شــما، جنــگ اخیــر از چــه مرحلــهای وارد عرصــه اقتصــاد شــد و چــرا امروز بایــد اقتصاد را میدان اصلی نبرد دانست؟
میثــم ظهوریــان: بســماهلل الرحمــن الرحیــم؛ در هفتــه چهــارم جنــگ، دشــمن بــه ایــن جمعبنــدی رسیــد کــه بــا ابــزار نظامــی و بــا اهدافــی کــه در میــدان تعریــف کــرده بــود، بــه نتیجــه مطلــوب نمیرســد. البتــه ایــن بــه معنــای آن نیســت کــه امــکان شــکلگیری دوبــاره درگیری نظامــی وجــود نــدارد؛ کمااینکـه همیـن حـاال نیـز سـطحی از تقابـل نظامـی، ولــو بــه صورت نســبی، وجــود دارد و ممکــن اســت دوبـاره تشـدید شـود. امـا نقطـه مهـم ایـن اسـت کـه نقطــه ثقــل جنــگ بهتدریــج از میــدان نظامــی بــه عرصه اقتصاد منتقل شده است.
در آمریــکا نیــز همیــن جابهجــایی دیــده میشــود؛ میــدان از وزارت دفــاع بــه خزانــهداری منتقـل شــده و ابزارهـای اقتصـادی، مالـی و تحریمـی در مرکـز آرایـش دشــمن قــرار گرفتهانــد. در چنیــن فضــایی، آرایــش مســئولان اقتصــادی مــا نیــز بایــد آرایــش جنگــی و متناســب بــا اقتضائــات جنــگ باشــد. عزیــزان زحمـت میکشـند و تلاش میکننـد، امــا ایــن تلاش بایــد مضاعــف شــود و مهمتــر از آن، بایـد فهـم درسـتی از وضعیـت جدیـد شـکل بگیـرد.
ســاختارهای عــادی تصمیــمگیری اقتصــادی مــا، کــه حتـی در شـرایط معـمول نیـز گاهـی از جهـت کیفیـت تصمیـمگیری دچـار مشـکلاند، بـرای شـرایط جنـگ اقتصادی کفایت نمیکنند.
وقتــی میگوییــد اقتصــاد بایــد آرایــش جنگــی بگیــرد، منظورتــان فقــط مدیریــت بحــران اســت یــا اصلاحــات اقتصــادی عمیقتــر را هــم شامل میشود؟
میثـم ظهوریـان: در لایـه بالاتـر ، مـا بایـد جنـگ را در عیــن تلخیهــا و خســارتهای آن، بهمثابــه فرصتــی بـرای برخـی اصلاحـات اقتصـادی ببینیـم؛ اصلاحاتـی کــه شــاید در شــرایط عــادی، انگیــزه یــا جســارت لازم بــرای اجــرای آنهــا در میــان مســئولان وجــود نداشــت. یکــی از ایــن حوزههــا، بخــش حقیقــی اقتصــاد اســت؛ بخشــی کــه تولیدمــحور اســت و ارزش افزوده بالاتـر ایجـاد میکنـد. بایـد تـا حـد امکان از زنجیـره خامفروشـی بـه سـمت زنجیرههـای تولیـد و ارزش افزوده بالاتــر حرکــت کنیــم. بــه بیــان دیگــر ، اقتصــاد بایــد از خامفروشــی فاصلــه بگیــرد و بــه ســمت تولیــد، فــرآوری و خلــق ارزش افزوده بیشــتر برود. در کنــار آن، مســئله کالاهــای اساســی نیــز بــهطور مشــخص یکــی از محورهــای مهــم اقتصــاد جنگی است.
در بازســازی اقتصــادی پــس از جنــگ، چــه ظرفیتی را مهمتر و مغفولتر از بقیه میدانید؟
میثــم ظهوریــان: یکــی از ظرفیتهــای بسیــار مهمــی کــه در بازســازی پــس از جنــگ بایــد بــه آن توجــه شــود، نظــام بانکــی اســت. اگــر تجربههــای بازســازی پــس از جنــگ را در دنیــا بررســی کنیــم، هدایــت قــدرت خلــق پول بانکــی و اســتفاده از این اهرم بــرای بازســازی، تقریبــًا پایههـای ثابـت تجربههـای موفـق بـوده اسـت. بـرای نمونــه، در آلمــان پــس از جنــگ جهانــی اول، بــا محوریـت شـخصیتی ماننـد یالمار شـاخت، کـشوری کـه در جنـگ ویـران شـده بـود، توانسـت بـا تکیـه بـر ســازوکارهای پولــی، بانکــی و اعتبــاری، بخشــی از ظرفیتهــای خــود را بازســازی کنــد و بــه یــک قــدرت اقتصادی و صنعتی تبدیل شود. اگــر بخواهیــم کمــی عــددی وارد بحــث نظــام بانکــی شویــم و ظرفیــت آن را بشــناسیم، کافــی اســت بــه ایــن عــدد توجــه کنیــم: حــدود ۱۱ هــزار همــت خلــق پول در ســال گذشــته توســط نظــام بانکــی انجــام شــده اســت. در حالــی کــه در همیــن ســال، کل بودجــه غیرجــاری کــشور ، یعنــی بودجــه عمرانــی، ماشیــنآلات، پروژههــای زیرســاختی، راههــا، بیمارســتانها، پروژههــای آب و ســایر طر حهــای عمرانــی، حــدود ۶۰۰ همــت بــوده اســت. یعنــی ظرفیــت خلــق پول نظــام بانکــی مــا حــدود ۲۰ برابر بودجه عمرانی کشور است.
امــا ایــن ظرفیــت بانکــی اگــر درســت هدایــت نشــود، خــودش میتوانــد منشــأ بیثباتــی باشد. مسئله اصلی در نظام بانکی چیست؟
میثــم ظهوریــان: اگــر ایــن ظرفیــت عظیــم بانکــی بهدرســتی هدایــت نشــود و بانکهــا منابــع تســهیلاتی را بــه شــرکتهای واســطه، شــرکتهای وابســته بــه خــود، افــراد مرتبــط، بخشهــای غیرمولــد، بخشهــای غیرحقیقــی و بخــش مالــی مســتقل از تولیــد اختصــاص دهنــد، طبیعــی اســت کــه فشــاری کــه دشــمن بــر اقتصــاد وارد کــرده، تشــدید خواهــد شــد. در چنیــن شــرایطی، یکــی از الزامــات مهــم اقتصــاد ایــران، بــه نظــر مــن، بحــث سـرکوب مالـی بـه نفـع تولیـد اسـت. مـا بـا رشـد یک بخــش مالــی مســتقل از تولیــد در اقتصــاد مواجهیـم؛ بخشـی کـه بهتدریـج در حـال تکمیـل ســلطه خــود بــر بخــش حقیقــی اســت. بایــد تضمیــن کنیــم کــه بخــش حقیقــی همــواره بـر اقتصـاد کـشور مسـلط باشـد و بخـش بالادست اقتصاد را شکل دهد.
اتفاقــی کــه در ســالهای گذشــته رخ داده، بهویــژه از زمانــی کــه زیســتبوم بانکــداری خصوصــی در کـشور شـکل گرفتـه، ایـن بــوده کــه ســهم بخــش مولــد و حقیقــی از تســهیلات بانکــی بهتدریــج کاهــش یافتــه اسـت. بنـا بـر برخـی برآوردهـا، ســهم بخــش مولــد از تســهیلات بانکــی از حــدود ۵۱ درصــد بــه حــدود ۱۸ درصــد کاهـش پیـدا کـرده اسـت. ایـن یـک زنــگ خطــر بسیــار جــدی بــرای اقتصــاد ماست.
یکــی از نقدهــای شــما بــه سیاســتگذاری اقتصـادی، نـگاه سـادهانگارانه بـه رابطـه نقدینگـی و تــورم اســت. ایــن مســئله چــه اثری بــر تصمیمهــای اقتصادی گذاشته است؟
میثـم ظهوریـان: شـاید مهمتریـن مانـع اسـتفاده از قــدرت خلــق پول بانکــی در بازســازی، جــدا از اقتصـاد سیاسـی حاکـم بـر بانکهـا و جنـس رابطهای کـه در نظـام بانکـداری مـا شـکل گرفتـه، یـک نگـرش نــظری نادرســت نیــز باشــد. ایدههــای ســنتی و تاریخمصرفگذشــته دربــاره نقدینگــی و تورم، کــه تصوراتــی ســاده و مکانیکــی از اثــر نقدینگــی بــر تورم دارند باید اصلاح شوند.
حتمًا بایـد توجـه کـرد آنچـه در اقتصـاد ایـران اتفـاق افتـاده، افزایــش تقاضــا یــا رشــد نقدینگــی واقعــی نیســت. اقتصــاد مــا در یــک دهــه اخیــر بهشــدت کوچــک شــده و بخــش تولیــد آسیــب دیــده اســت. مســئله اقتصـاد مـا کیفیـت نقدینگـی اسـت نـه کمیـت آن. از ســال ۱۳۹۶ بــه بعــد، و حتــی در رونــدی طولانیتــر از ســال 1391تاکــنون، اقتصــاد بــا کاهــش ظرفیــت و افــت تولیــد مواجــه بــوده اســت و حجــم نقدینگــی نیــز نســبت بــه تولیــد ناخالــص داخلــی کاهــش داشــته اســت. بنابرایــن بخــش مهمــی از تورم در اقتصــاد ایــران، تورم فشــار هزینــه و ناشــی از شــوک سمت عرضه است.
آیــا میتــوان شــوک ارزی دیمــاه و سیاســتهای مرتبــط بــا ارز ترجیحــی را نمونــهای از همیــن بیتوجهــی بــه ســمت عرضــه دانست؟
میثــم ظهوریــان: بلــه. یکــی از نمونههــای روشــن شــوک ســمت عرضــه، شــوک ارزی دیمــاه بــود. مهمتریــن مسـئله در آن شـوک ارزی ایــن بــود کــه طراحــان ایــن سیاســتها، فاقــد درک اقتصــادی دقیــق ً بودنـد. نـگاه آنـان عمدتـًا اقتصــاد کلانــِیِ محــض بــود؛ آن هــم مبتنــی بــر ایدههــا و نظریههــای تاریخمصرفگذشته. حتــی در برخــی مــوارد، بــه همــان نظریههــا نیــز از نظــر تئوریــک تســلط درســتی وجــود نداشــت. همیــن نــگاه باعــث میشـود سیاسـتی مانند حـذف یـا تغییـر ارز ترجیحی ً بــه ایــن صورت تقلیــل پیــدا کنــد کــه گویی صرفــًا میخواهیــم یارانــهای را از ابتــدای زنجیــره بــه انتهــای زنجیــره منتقــل کنیــم در حالیکــه در طول ایــن زنجیـره هـزاران بازیگـر در حـال فعالیـت هسـتند کـه هر کدام مسئله ای خاص دارند. در حالــی کــه اقتصــاد فقــط یــک جابهجــایی حســابداری نیســت. چنیــن سیاســتی، اگــر بــدون توجـه بـه تولیـد، سـرمایه در گـردش، نهادههـا، رفتـار تولیدکننــده و زنجیــره عرضــه اجــرا شــود، تبعــات خــاص خــود را دارد. وقتــی نســبت بــه ایــن مســائل فـکری نشـده باشـد، طبیعـی اسـت اتفاقـی رخ دهـد کـه امروز در آمارهـا و گزارشهـا دیـده میشـود. بـرای نمونـه، گـزارش مرکـز پژوهشهـای مجلـس نشـان مــیداد کــه در فروردیــن نســبت بــه دیمــاه، جوجــهریزی در مرغداریهــا حــدود ۳۶ درصــد کاهــش داشــته اســت. ایــن کاهــش، بهمعنـای تهدیـد جـدی عرضـه مر غ در ماههـای بعـد است.
پــس از نظــر شــما تــورم ناشــی از شــوک عرضــه، از تــورم ناشــی از رشــد نقدینگــی خطرناکتــر است؟
میثـم ظهوریـان: خیلـی مهـم اسـت درک کنیـم کـه شــوک ســمت عرضــه، هــم پایدارتــر اســت و هــم اثــر بیشــتری نســبت بــه شــوک ناشــی از تقاضــا دارد. آن چیزی کــه معمــوًلا گفتــه میشــود کــه مــثًال افزایــش پایــه پولــی یــا نقدینگــی اثــر تورمــی دارد، یــک بخــش ماجراســت؛ امــا تورمــی کــه ناشــی از مچالــه شــدن، تخریـب و کاهـش تولیـد باشـد، اثـر بسیـار پررنگتـر و پایدارتری بر قیمتها دارد.
در ایـن میـان، مسـئله تسـهیلات سـرمایه در گردش کالاهای اساسی چه اهمیتی دارد؟
میثــم ظهوریــان: در همیــن چارچــوب بایــد بــه مســئله عــدم تخصیــص تســهیلات ۷۰۰ همتــی نیــز توجـه کـرد. دولـت در ذیـل بحـث ارز ترجیحـی وعـده داده بـود کـه حـدود ۷۰۰ همـت تسـهیلات سـرمایه در گــردش بــرای کالاهــای اساســی فراهــم شــود. وقتـی نهـاده یـک واحـد تولیـدی ناگهـان از ۲۸ هـزار و ۵۰۰ تومــان بــه ۱۲۰ یــا ۱۴۰ هــزار تومــان افزایــش پیــدا میکنــد، روشــن اســت کــه ســرمایه در گــردش آن واحـد بایـد چنـد برابـر شـود. یکـی از ظرفیتهـایی کـه میتوانســت ایــن فشــار را جبــران کنــد، همیــن ظرفیــت نظــام بانکــی بــود. امــا ایــن ۷۰۰ همــت بــا بهانههــایی ماننــد نگرانــی از افزایــش نقدینگــی یــا پایه پولی عمًلا تخصیص پیدا نکرد.
اگــر دولــت در چنیــن اصلاحاتــی بــه وعدههــای خــود عمــل نکنــد، چــه پیامــدی بــرای اعتماد عمومی دارد؟
میثـم ظهوریـان: ایـن مسـئله از یـک جهـت دیگـر نیــز مهــم اســت: نــکول دولــت در تعهــدات خــود در یــک طرح اصلاح اقتصــادی، باعــث از بیــن رفتــن سـرمایه اجتماعـی میـان دولـت و مـردم میشـود. در چنیــن طر حهــایی، دولــت معمــوًلا دو تعهــد اصلــی میدهــد: نخســت، اینکــه مبلــغ کالابــرگ یــا حمایــت معیشــتی متناســب بــا افزایــش قیمتهــا افزایــش خواهــد یافــت؛ و دوم، اینکــه تســهیلات تولیــدی و ســرمایه در گــردش بــرای بخــش مولــد تأمیــن میشــود. امــا در هــر دو مــحور ، دولــت بــه بهانههــای مختلــف عــمًلا تعهــد خــود را کامــل انجــام نــداد. نتیجــه ایــن میشــود کــه هــم مــردم و هــم تولیدکننــدگان نســبت بــه اصلاحــات اقتصــادی بیاعتماد میشوند.
بـرای تأمیــن مالــی بازســازی جنــگ و حمایــت از تولیــد، غیــر از نظــام بانکــی چــه ظرفیتهایی وجود دارد؟
میثـم ظهوریـان: نکتـه پایانـی دربـاره تأمیـن مالـی بازســازی جنــگ اســت. بــه نظــر مــن، بایــد برخــی ظرفیتهــا جــدی گرفتــه شــود. یکــی از ایــن ظرفیتهــا، مالیاتهــای داراییمــحور اســت؛ ماننــد مالیـات بـر سـود سـپردههای بانکـی بزرگ، مالیـات بر عایــدی ســرمایه، و حتــی افزایــش مالیــات بــر ارزش افزوده در برخی چارچوبها. پیشـنهادی کـه دولـت در لایحـه داشـت و مجلـس با آن همراهــی نکــرد، افزایــش دو درصــدی مالیــات بــر ارزش افزوده بــود کــه میتوانســت در تأمیــن مالــی بخشی از نیازها نقش داشته باشد. ظرفیــت مهــم دیگــر ، داراییهــای دولــت، بهویــژه زمیـن اسـت. دولـت در محـدوده شـهرها و پیـرامون آنهــا حجــم قابــل توجهــی زمیــن در اختیــار دارد. بحــث ایــن نیســت کــه همــه ایــن زمینهــا واگــذار شــود، امــا اگــر دولــت بخشــی از ایــن ظرفیــت را بــهصورت هدفمنــد فعــال کنــد، میتوانــد از یکســو مشــکل مســکن و عرضــه زمیــن را کاهــش دهــد و بخــش خصوصــی را در حوزه ساختوســاز فعــال کنــد، و از سوی دیگــر ، ظرفیــت جــدی بــرای تأمیــن مالی پروژههای بازسازی و عمرانی ایجاد کند.
اگــر بخواهیــم جمعبنــدی کنیــم، اقتصــاد ایــران در ایــن مرحلــه بــه چــه نــو ع حکمرانــی نیــاز دارد؟
میثـم ظهوریـان: در مجـموع، اگـر جنـگ بـه عرصـه اقتصــاد منتقــل شــده اســت، پاســخ مــا نیــز بایــد اقتصــادی و متناســب بــا شــرایط جنگــی باشــد. ایــن پاســخ، بــا تصمیمگیریهــای عــادی، نظــام بانکــی رهاشــده، بیتوجهــی بــه تولیــد، بیتعهــدی نســبت بـه وعدههـای حمایتـی و غفلـت از ظرفیتهـای مالـی دولت ممکن نیست. اقتصــاد ایــران امروز بــه آرایــش جنگــی نیــاز دارد؛ آرایشــی کــه در آن تولیــد، کالاهــای اساســی، نظــام بانکــی، مالیــات، زمیــن، مســکن و ســرمایه اجتماعی، همه در یک منظومه واحد دیده شوند.




